فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
103
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
وارد شده « احرث لدنياك كانك تعيش ابدا و احرث لآخرتك كانك تموت غدا . » يعنى عمل كن از براى دنياى خود گوييا تو خواهى زيست هميشه و عمل كن از براى آخرت خود گوييا خواهى مرد فردا . اينجا حرث بمعنى عمل است و دوام عمل و جدّ حضرت خان در گرفتن ملك و تهيه اسباب و اعمال نجاة آخرت معلوم و معروف است ، پس حارث بدين معنى هم بديشان صادق باشد . پنجم اصلاح زمين چنانچه سجستانى كه از ايمّه لغت است در غريب القرآن ذكر كرده و اصلاح فرمودن حضرت خان زمين را بدفع افساد مفسدان از قطاع الطريق و متغلبه مشهور عالم است ، چنانچه تمامى اهل سمرقند متفقاند در آنكه قبل از ظهور دولت ابد پيوند حضرت خان امكان نداشت كه كسى از سمرقند به راه تركستان تا على آباد كه بر چهار فرسخى سمرقند واقع است تواند رفتن از شرّ قطاع الطريق [ 44 ر ] مغول كه تمام مغاكها و گدارها محل توطن ايشان بود و مرغ را زهرهء گذار بر هواى آن ولايات نه ، حالى اگر كسى همچو فلك كه طبق زرّين آفتاب تمام روز بر سر نهاده گرد آفاق مى - گردد ، طبقى از زر بر سر نهاده از حدود دامغان تا اقصاى بلاد شرق ميرود اصلا او را دغدغهء آن نيست كه خردهء از ان در دندان طمع كسى در آيد و بر عين او قاطع - الطريقى عين توقع گشايد ، پس صدق حارث بدين معنى هم بر آن حضرت باتمّ وجهى حاصل باشد . اينست صدق وصف ثانى بر حضرت خان از پنج وصف كه حضرت صلى اللّه عليه و سلم در حديث حارث فرموده . وصف سيوم آنكه فرمود او حرّاث باشد و آن مبالغه است در وصف حارث و بهر پنج معنى كمال آن مرادست و شك نيست كه عزايم جليل القدر حضرت خان مقتضى آنست كه چون وصفى ذات شريف ايشانرا حاصل باشد ، اشتداد آن مقتضى آن گردد كه اطلاق آن وصف بريشان بطريق صيغهء مبالغه بايد نمود ، پس درين وصف اشارت باشد بكمال صفات آن حضرت و آنكه حارث موعود صاحب صفات كامله است ، بنا بر انكه در وصف حارثيّت كه عنوان اوصاف كمال اوست او را در آن چندان اشتدادست كه حصول آن وصف او را بطريق